یکشنبه ۲۰ فروردین ۰۲ ۰۹:۰۲
رشد شغلی یک سفر ماجراجویانه است
رشد شغلی، مانند دیگر انواع رشد (بهعنوانمثال رشد عقلانی، جسمی، اجتماعی و عاطفی) یک فرآیند مادامالعمر است که شامل رشد، تغییر و سازگاری مداوم و پیوسته است. رشد شغلی تنها درباره شغل، کار و حرفه نیست، بلکه درباره داستانهای زندگی است. کودکان بهطور فعال دنیای خود را کشف میکنند و شروع به ساختن امکانات برای حال و آیندهشان میکنند. این داستانهای زندگی شامل حسی از خود (هویت)، نقشهای زندگی، مهارتها و دانش هستند و توسط رویدادها و تجربیات روزمره و همچنین توسط علایق، نگرشها، باورها و الگوهای نقش شکل میگیرند.
پژوهشگران مسیر رشد شغلی در سالهای اولیه کودکی را بهعنوان فرآیند کمک به کودک برای کشف اینکه "آنها واقعاً کیستند" در نظر میگیرند؛ درواقع هدف مداخلات رشد شغلی باید این مسئله باشد که کودکان با خودِ یکتا و منحصربهفرد خود بیشتر آشنا شوند. پیامد اصلی این فرایند، خودسازی است. خودسازی به روند ایجاد هویتی منسجم و معنادار از خود و پیادهسازی این هویت در طرحی از زندگی اشاره دارد. درواقع تأکید این دو پژوهشگر بر این امر است که دانش کودک در مورد خود در ابعاد مختلف، میبایست در سالهای تحصیل در مدرسه ابتدایی حاصل شود و این خودشناسی، طرحریزی زندگی (life designing) کودک را شکل دهد.
«بازی کودک، صحبت اوست و اسباببازیها، کلمات او هستند». (گینات، 1994، ص 33)
از طریق بازی، کودکان محیط خود را در حین حرکت در نقشهای مختلف زندگی (کودک، دانشآموز، نوجوان، شاغل، والدگری و غیره) کشف میکنند و مهارتهایی برای مقابله با وظایف آموزشی، شغلی و شخصی در خود پرورش میدهند. آرزوها و داستانهای شغلی کودکان، در دورههای رشدی بعدی اغلب تغییر میکنند و تحت تأثیر عوامل شخصی و بافتاری (زمینهای) بسیاری هستند. برخی از عواملی که بر رشد آرزوهای شغلی کودکان تأثیر میگذارند عبارتاند روابط با خانواده، مربیان، دوستان، همسالان و افراد مهم دیگر (دیگران مهم)، جنست، نژاد، قومیت؛ اما نباید این مسئله را از یاد برد که دنیای خیال و قهرمانان اسطورهای گاه با واقعیت و زندگی مردم واقعی در هم میآمیزد!
اهمیت محیط و بافتار در رشد شغلی کودکان
اینگونه نیست که داستانهای شغلی کودکان ثابت بماند. بلکه امیدها و رؤیاها برای نقشهای آینده تغییر میکنند و از خیال به واقعیت تغییر مسیر میدهند. با بالا رفتن سن و بلوغ کودکان، آنها حس بیشتری از کنترل بر آینده خود پیدا میکنند. کودکان با توجه به بسیاری از جنبههای زندگی خود ازجمله تصمیمگیری در مورد تجربیات، بازی کردن، دوستان، گروه همسالان، غذا خوردن و لباس پوشیدن، از انتخاب کردن بهره میبرند و استقلال فکری را تجربه میکنند. در همین سنین حسِ کنترل کودکان بر وقایع آیندهشان شروع به شکلگیری میکند و با الگوهای نقش مثبت حمایت میشود. وقتی آنها در محیط خود احساس امنیت و ایمنی میکنند، میتوانند حس مثبتی از خود ایجاد کنند و در مورد ریسکپذیری، احساس امنیت بیشتری کنند. آنها میتوانند با دریافت حمایت و تشویق بر موانع و عقبنشینیها یا پس کشیدنها غلبه کنند. ریشههای سازگاری در مراحل اولیه رشد کودکان آغاز میشود و نقش بزرگی در تنظیم زندگی و برنامهریزی شغلی آنها بازی میکند و عناصر موفقیت در ریسکپذیری، حل مسئله، تصمیمگیری، برنامهریزی، انطباقپذیری و تغییر و غلبه بر موانع و عقبنشینیها را در آنها شکل میدهد.
کنجکاویهای شغلی کودکان
کودکان ذاتاً در مورد گزینههای تجربی، آموزشی و شغلی کنجکاو هستند. آنها رؤیاها و امیدهای بیشماری دارند که منعکسکننده تنوع علایق (در طبیعت، هنر، یادگیری و شغل) در دنیای بزرگسالیشان هستند. کودکان از نقش کاری والدین خود و اطرافیانشان آگاه هستند. این آگاهی با افزایش سن کودکان افزایش و گسترش مییابد. کودکان به روشهای مختلفی ازجمله رسانهها، تلویزیون، کتابها، بازیها و دیگر فعالیتها و تجربیات روزمره زندگی در معرض شغل، کار و حرفه قرار میگیرند. آنها آگاه هستند که بزرگسالان کار میکنند و همچنین میتوانند درباره کارشان - که بر عهده آنهاست – ایفای نقش کنند. برای مثال ممکن است از اسباببازیهای خود، استفاده کرده و نقشهای آنها را تقلید کنند.
از سنین پایین، کودکان اغلب کارگران را در محیطهای بلافصلشان (محیط شغلی) شناسایی میکنند؛ برای مثال، کارمندان، رانندگان اتوبوس، معلمان، پزشکان، رانندگان کامیون، مددکاران اجتماعی و مشاغل والدین و اعضای خانواده را دیده و در مورد آنها کنجکاوی میکنند. کودکان به دنیای خود اهمیت میدهند و از کشف کارهایی که بزرگسالان در مشاغل و نقشهای مختلف انجام میدهند، هیجانزده میشوند.
تجسم و تصویرسازی آینده شغلی
زمانی که کودکان هویت، علایق و مهارتهایشان را توسعه میدهند، شروع به تصور کردن خود در نقشهای شغلی مختلف میکنند. تجارب مناسب سنی و تشویق و تقویت از سوی بزرگسالان به پرورش هویت مثبت در آنها کمک میکند که اغلب از طریق توسعه اعتمادبهنفس و مهارتهای ریسکپذیری آشکار میشود. وقتی بزرگسالان کودکان را روزبهروز تشویق و حمایت میکنند، در عشق به یادگیری، کنجکاوی طبیعی و باور به خود پرورش مییابند و پایدار میمانند.
آیا تمرکز بر رشد شغلی از دوره کودکی خیلی زود است؟
در این بخش میخواهیم نظر والدین و مربیان (آموزگاران و معلمان) در مورد سن شروع آموزشهای شغلی را با شما در میان بگذاریم. در پژوهشی که از سال 2014 تا 2016 روی رشد شغلی کودکان (سنین 3 تا 8 سال) انجام شده است، سؤالی از والدین و مربیان پرسیده شده است: «چرا باید از سنین پایین به رشد شغلی بپردازیم؟». این پژوهشگران متوجه شدهاند که هم مربیان و هم والدین حرفهای زیادی برای گفتن دارند. این نظرات ارزشمند در این بخش موردبحث قرار گرفته است. والدین خاطرنشان کردند که از سنین بسیار پایین، کودکان در مورد بزرگ شدن صحبت میکنند و آرزوها و امیدهایی برای آینده دارند. همچنین، مربیان اظهار داشتند که صحبت در مورد رشد شغلی هرگز زود نیست زیرا انتخاب شغل و تصمیمگیری شغلی فرایند پیچیدهای است. والدین و مربیان هر دو احساس کردند که باید با یک روند طبیعی متناسب با سنّ و سطح رشد کودکان از همان ابتدا شروع کنند. آنها همچنین تأکید کردند که قرار گرفتن در معرض فرصتهای متعدد برای مشاغل و نقشهای شغلی برای کودکان بسیار مهم است.
والدین خاطرنشان کردند که رشد شغلی جزئی جداییناپذیر از برنامه درسی نیست و این امر نامطلوب است. والدین معتقد بودند که بیشتر فعالیتهای مربوط به رشد شغلی در مدرسه مربوط به موارد گاهگاهی و منفرد و برخی اوقات مربوط به روزهای خاصی در طول سال تحصیلی است (بهعنوانمثال، هفته مشاغل، یا روز فارغالتحصیلی و روزهای دعوت از یک سخنران). مربیان (آموزگاران و معلمان) اعتقاد داشتند که آنها تأثیر بسزایی در رشد دانش کودکان در مورد دنیای کار و کاوش در مشاغل دارند؛ مربیان نیاز به داشتن اهداف عمدی بیشتر راجع به آگاهی شغلی را تشخیص دادند؛ درواقع آنها معتقد بودند که باید از این فعالیتهای گاهگاهی و بدون برنامه دست برداریم و بهسوی استراتژی و برنامه محوری درزمینة رشد شغلی کودکان حرکت کنیم. آنها همچنین بر لزوم تمرکز بر رشد مهارتهای گستردهتر، مانند رشد شخصیت - نه صرفاً آگاهی از گزینههای شغلی- تأکید کردند. آنها همچنین احساس کردند که والدین در گفتگو با فرزندانشان در مورد نقشهای شغلی، خانوادگی و اجتماعی، آگاهی کودکان را نسبت به فرصتهای شغلی افزایش میدهند. همچنین، مربیان معتقد بودند که کودکان باید از کار دیگران قدردانی کنند و اهمیت کار آنها را محترم بشمارند. این احترام قائل شدن میتواند با کارگرانی که در محیط مدرسه مشغول هستند شروع شود (مثل کارکنان حوزههای آموزش، کادر مدرسه، کارگران بوفه و...)
دریک جمعبندی میتوان گفت: «با کمال تعجب، والدین و مربیان هر دو احساس کردند که آموزش شغلی باید در اوایل دوره کودکی شروع شود. آنها بر اهمیت فعالیتهای متناسب با سنّ و برنامهها و مداخلات مداوم و پیوسته تأکید کردند». در ادامه به برخی از گفتههای مربیان و والدین – در مورد اهمیت شروع فرایند رشد شغلی در دوره کودکی- اشاره میشود:
- "من فکر میکنم ما باید صحبت در مورد مفاهیم شغلی رو از همان مهدکودک شروع کنیم. کودک من مدت طولانیه که در مورد این مفهوم صحبت میکنه که من بعد از مدرسه ابتدایی، باید برم دبیرستان و بعدش دانشگاه... بعدش باید شغلی پیدا کنم، یعنی باید برم سراغ کارو بار خودم! ... پس ما باید با کودکانمون از همون بچگی در مورد این مسائل صحبت کنیم؛ درست مثه هر مفهوم دیگهای از زندگی، مثه رشد جسمی و..."(یکی از والدین)
- "نه خیلی زود نیست. ما باید فرصتهایی رو برای استفاده از تخیل و رؤیاپردازی کودکان فراهم کنیم. این امکانات برای آینده اونها پایان ناپذیره و ما باید به اونها اجازه بدیم که این امکانات رو کشف و تصور کنند. ما کارکنانی از اجتماع داریم که به مهد کودک ما می آن. مثه پرستار، آتش نشان، بازیافت"(یک مربی)
- "توی سنین خیلی کم، ما باید [با فرزندانمون] در مورد مشاغلی که در جامعه میبینیم صحبت کنیم. هرچه زودتر در مورد اون صحبت کنیم بهتره. هرچه کودکان بیشتر در مورد مشاغل احتمالی بدونن، زودتر میتونن مهارتهای جدید رو شروع کرده و یاد بگیرن و در مورد خودشون بیاموزن"(یکی از والدین)
- "بله مهمه؛ زیرا اونها بارها نظر خودشون رو تغییر خواهند داد. من فکر میکنم بازی واقعاً مهمه؛ اما با داشتن منابع مناسب ... به نظر نمی رسه کارهای زیادی توی مدرسه برای کسب تجربه بچهها ایجاد بشه. به نظر می رسه فعالیتهای عملی، صنایع دستی و گردش علمی واقعاً به گسترش ذهن اونها (بچهها) کمک میکنه"(یک مربی)
- نه (مداخلات رشد شغلی) هرگز زود نیست، اما ما مصالح و امکانات بیشتری احتیاج داریم. ما به پازل و بازیهای بیشتری احتیاج داریم که در مورد مشاغل و فعالیتهای عملی بیشتر صحبت کنند... (یک مربی)
- نه خیلی زود نیست... بچهها مثه اسنفج هستن، همه چی رو جذب میکنن. هرچی بیشتر در معرض مشاغلقرار بگیرن بهتره (یک مربی)
نویسنده و مترجم: دکتر مجتبی حقانی
مشاور مسیر شغلی و توسعه فردی
شماره تماس جهت رزرو نوبت مشاوره: 09379298609
منابع:
Cahill, M., & Furey, E. (2017). The Early Years-Career Development for Young Children: A Guide for Educators. CERIC.
Flum, H. & Blustein, D. L. (2000). Reinvigorating the study of vocational exploration: A framework for research. In E. L. Herr, S. H. Cramer, & S. G. Niles (Eds.). Career guidance and couseling through the lifespan.Boston, MA: Pearson
- ۸ بازديد
- ۰ ۰
- ۰ نظر